![]() |
![]() |
|
|
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ
صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ
في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ
وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً
حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
فریب ما مخور آقا دروغ می گوییم فریب ما مخور آقا دروغ می گوییم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 1:25 توسط مینا |
|
|
در جسم جهان، فیض بهارانم من عالم چو زمین تشنه، بارانم من در زهد، دلیل پارسایان جهان در عشق، امام جان نثارانم من فرزند حسین و زینت عَبّادم شایستهترین، سجده گزارانم من با این همه منزلت ز سوز دل و جان روشنگر بزم سوگوارانم من چون لاله همیشه از جگر مىسوزم چون شمع همیشه اشك بارانم من
من نور دل پیمبر و زهرایم روشنگر بزم عترت طاهایم افروختهتر ز شمع افروختهام دل سوختهتر ز لاله ی صحرایم با ذكر دعا و خطبه و اشك و پیام من حافظ انقلاب عاشورایم بیمار فتاده در دل آتش و خون لب تشنه، خسته بر لب دریایم آن طرفه شهید زندهام من كه به عمر از تیغ جفا بریدهاند اعضایم آنم كه به هر گام خطرها دیدم در هر نفس از ستم شررها دیدم با آن كه ز كربلا ، دلم خونین بود در شام همى خون جگرها دیدم با آن كه به خاك و خون بدیدم تنها بر عرشه ی نیزه نیز، سرها دیدم در باغ به خون نشسته ی كربُبَلا افتاده، قلم قلم شَجَرها دیدم یك سو تن صد چاك پدرهاى شهید یك سو تن پامال پسرها دیدم من دیدهام آنچه را كه دیدن سخت است دیدن نه همین بلكه شنیدن سخت است از ورطه ی طوفانزده ی آتش و خون بر ساحل آرزو رسیدن سخت است هفتاد و دو تن ز بهترین یاران را دیدن به زمین و دل بریدن سخت است بار غل و زنجیر چهل منزل راه با پیكر تبدار كشیدن سخت است جانبخش بود صداى قرآن اما از راس پدر به نى شنیدن سخت است |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه ششم مرداد 1388ساعت 0:23 توسط مینا |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت 2:51 توسط مینا |
|
|
كیمیای اشك؛ سید جلال یاسینی
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت 9:25 توسط مینا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1388 تیر 1388 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 تیر 1387 خرداد 1387 |
| پیوندها |
|
چشم انتظار مثلث برمودا قرمزو عشقه برمودایی ها تنیس من جمعه بازار سحر غروب تنهایی آنجلی دفتر خاطراتم دلنوشته های یک خانم معلم نسیم تبریز سه تفنگدار بالیوود یه دوست ، سکوت بی همتا صدای سکوت |
|
RSS
|